واقعا هيچ چيزي را نميتوان پنهان كرد؟
هاشمي رفسنجاني در ديدار با گروهي از اساتيد دانشگاههاي كشور اشاره كرده است كه هيچ خبر يار نميتوان از مردم مخفي نگه داشت.
نكات بسيار جالبي دراين اظهار نظر وي نهفته است من جمله موارد ازين دست:
۱ـ در دوره رياست جمهوري اقاي هاشمي رفسنجاني چرا كمترين ميزان اطلاع رساني به مردم انجام ميشد و حتي ساده ترين امور محرمانه ترين امور بودند و كسي حق اظهار نظر و تفحص درباره مسائل مختلف كشور را نداشت و اگر هم به خود اجازه ميداد فورا با مشت آهنين پاسخ دريافت ميكرد.
۲ـ دردوره رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني چرا نشريات مستقل تقريبا وجود نداشتند و همه بايد مدح و منقبت گو بودند و صداي مخالف آنهم اندك مخالفتي بشدت سركوب ميشد و اصولا چند يادداشت در نقد آقاي هاشمي دراين دوره نوشته شده است و چرا امار و ميزاني ازين يادداشتها در دست نيست، همين وضعيت را ايا ميتوان با دوران احمدي نژاد در خصوص انتقادها مقايسه كرد؟ و آيا اين مقايسه در زمينه اينكه واقعا بدانيم حق مردم در دانستن چيست و چه كسي واقعا آنرا رعايت كرده مهم نيست؟
۳ـ اگر دانستن حق مردم است و هيچ چيزي را نميتوان از ديد مردم مخفي كرد جناب رفسنجاني چرا درباره برادرشان توضيح نميدهند كه كجا و مشغول چه كارهايي هستند؟ چرا يكبار نشد در برابر اتهامات متعدد اعضاي خانواده شان در زمينه مفاسد اقتصادي واكنش فعالانه و منطقي نشان دهند كه اين اتهامات كه كاملا هم روشن است بالاخره صحت دارد يا نه و چرا در خصوص اظهارات سخيف مهدي هاشمي در مصاحبه به يو اس اي تودي در دو سال قبل سكوت اختيار كردند انگاهي كه اين رسانه به نقل از فرزند او نوشت قصد تحديد قدرت رهبري در كشور را دارند(آرزويي كه قطعا به گور خواهند برد و با آناني كه در سر مي پرورانند دفن خواهد شد).
واقعا دانستن حق مردم هست ؟ اگر هست چرا پاسخي ندارند براي كسانيكه ولي نعمتان اصلي انقلاب هستند.



